گوشی را که برمیدارد صدای مهربانی به گرمی صدای یک پدر را میشنوم. آنقدر صمیمی که انگار روبرویم نشسته و با لبخندی که تا آخر گفتگو حسش میکنم، حالم را میپرسد. کسی که ۵۲ سال از عمرش را صرف خدمت به نظام کرده. خلبان دلاوری که از روز اول جنگ در پایگاه هوایی تبریز بوده و بعدها به خوزستان میرود و تا آخر دفاع مقدس، در صف اول خط مقدم سوار بر پرنده آهنی اش، بال به بال ابرها هوادار مرزهای میهن میشود.



